close
چت روم
جملات عاشقانه و زیبای احساسی جدید
free-plan
شنبه 24 آذر 1397 | کاربران آنلاين : 4

جملات عاشقانه و زیبای احساسی جدید

آخرین مطالب:
بخش: مطالب عاشقانه - اس ام اس (sms) -
جملات عاشقانه و زیبای احساسی جدید

خواستم از عشق برات بگم، گفتى مى دونم، خواستم ازغم برات بگم، گفتى مى دونم، حالا ازته دل مى خوام بهت بگم دوستدارم چون

مى دونم ک نمى دونى !

.

.

.

به انهایی که دوستشان دارید بی بهانه بگویید :دوستت دارم "بگویید دراین دنیای شلوغ سنجاقشان کرده ایید به دلتان. بگوییدگاهی فرصت باهم بودنمان کوتاه تر از عمر شکوفهاست دوستت دارم ...

.

.

.

یکی بود که می گفت :عشق صدای فاصله هاست، صدای فاصله های که غرق ابهامند، و من بیزارم از این فاصله ها، و پرم از صداهایی که عاشقانه نیست، و عاشق همیشه تنهاست....

.

.

.

دلم دیگر به زندگی گرم نیست،
مادر می گوید:
باید به خودت برسی!
اما چگونه؟
وقتی از هر طرف میروم به تو می
رسم!؟

.

.

.

یک لبخندت تعادل شهر را به هم میزند... اما تو بخند من شهر را دوباره میسازم!

.

.

.

در این روزهای سرد نیازی به دستکش نیست.
وقتی او را دارم.
دست های گرمش نگاه گرمش برای من بهترین دستکش دنیاست...

.

.

.

فکرتنهایی نباش. تنهایی خودش تنهاست. تنهابه فکرکسی باش که بیتو تنهاست ...

.

.

.

ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻴﺪ ﺑﻪ ﻛﺴﻲ ﺁﺭاﻣﺶ ﺑﺒﺨﺸﻴﺪ ﺑﺪاﻥ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪﻱ ﻭﮔﺮﻧﻪ ﻋﺸﻘﻲ ﻛﻪ ﺁﺭاﻣﺶ ﻣﻌﺸﻮﻕ ﺭا بگیرد ﺧﻮﺩﺧﻮاﻫﻴﺴﺖ .

.

.

.

عطر تنت روی پیراهنم مانده..
امروز بوییدمش عمیق عمیق!
و با هر نفس بغضم را سنگین تر کردم!
و به یاد آوردم که دیگر، تنت سهم دیگری ست...
و غمت سهم من!

.

.

.

هربار که تورا یاد میکنم، کم میشود تکه ای ازمن؛ درمن، همین روز هاست که" تمام شوم"

.

.

.

قبل تو
از عشق میترسیدم...
حال
از روزی که بی عشق تو به سر شود میترسم...

.

.

.

نامت هر چه هست باشد... من ''باران'''صدایت می زنم... آخر سالهاست در دلم خشکسالیست.... باران بیاید یا نیاید.. تو باشی یا نباشی... خاطرت باشد یا نباشد... من خیس از یاد توام!!!

.

.

.

قندان خانه را پر کردم از حرفهایت... تو که میدانی من چای را تلخ دوست ندارم... هوس فنجانی دیگر کرده ام؛ کمی بیشتر بمان.

.

.

.

بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم.

.

.

.

متنفر میشوم از خودم... وقتی که سعی میکنم کسی به جز تو را دوست داشته باشم... در حالیکه همه ی احساسم مال توست :با اینکه نیستی....

.

.

.

شب چه حکایت قشنگیست ادم را وادار به فکر کردن به انهایی میکند که عزیزند.

.

.

.

یکی داشت یکی نداشت.... اون که داشت تو بودی، اون که جز تو کسی رو نداشت من بودم

.

.

.

من که با نگاه شیرین تو فرهاد شدم...

.

.

.

ساده رفتی و من بی تو زندگی را فراموش کردم
نگاه کن....!!
به همین سادگی زندگی از من گسست..!

.

.

.

چه اشتباه بزرگی ست
تلخ کردن زندگیمان
برای کسی که در دوری ما
شیرین ترین لحظات زندگیش را سپری میکند .

.

.

.

چه تراژدی غمناکی است وقتی
برای کسی که همه کس توست، هیچکس نباشی...

.

.

.

از ما که گذشت! اما.... اگر در سرت “هوای خداحافظی” داشتی، از همان ابتدا... سلامی نکن؛ لطفاً...!!!

.

.

.

ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﻓﺘﻪ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺑﺮﻣﯽ ﮔﺮﺩﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﺩﺭﺳﺖ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﯾﺎﺩ
ﻣﯽ ﮔﯿﺮﯾﻢ ﺑﺪﻭﻥِ ﺁﻧﻬﺎ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻨﯿﻢ!!

.

.

.

قدر لحظه ها را بدان زمانی میرسد که تو دیگر قادر نیستی بگویی "جبران میکنم"

.

.

.

از دنیای  واقعی و نامردیاش! پناه آوردیم به دنیای  مجازی!
غافل از این که، آسمون، همون آسمونه...

.

.

.

غمگینم
کسی شاید نمیفهمد
کسی شاید نمیداند
کسی شاید نمیگیرد مرا از دست تنهایی
تو میخوانی فقط شعری و زیر لب آهسته میگویی
عجب احساس زیبایی
تو هم شاید نمیدانی...

.

.

.

مرگت درست از لحظه ایی آغاز می شود که
در برابر آنچه برایت مهم است،
مجبوری سکوت کنی...

.

.

.

دل است دیگر...
گاهى تنگه کسى مى شود که بودنش نه تنها دردى و دوا نمى کنه تازه یه زخم جدیدم به زخمات اضافه مى کنه
اما من دلم و آدمش مى کنم ...

.

.

.

یقه بالا می دهیم
دست ها در جیب
با سیگار به ته رسیده میان لب
به دیوار تکیه می دهیم
نه که کارآگاه باشیم
یا عضو مافیا
نه!
بدبختیم...

.

.

.

ما آدما همیشه صداهای بلندو می شنویم؛
پررنگهارو می بینیم
و کارهای سختو دوست داریم
غافل از اینکه خوبها آسون میان؛
بی رنگ می مونن
و بی صدا می رن ...

.

.

.

گگاهی وقت ها چه ساده عروسک میشویم که نه لبخند میزنیم و نه شکایت می کنیم فقط سکوت میکنیم که کسی دردمان را نفهمد ...

.

.

.

کاش میشد بریم توی عکسا دوباره همون لحظه ها رو زندگی کنیم و....
بر نگردیم دیگه.

.

.

.

چه دنیای ساکتی...
دیگر صدای تپش قلب ها غوغا نمی کند...
بی گمان همه شکسته اند!

.

.

.

ﺩﺭ ﻻ‌ﺑﻪ ﻻ‌ﯼ ﺩﻟﺸﻮﺭﻩ ﻫﺎ ﻭ ﺗﺮﺱ ﻫﺎﯾﻢ
ﻟﺐ ﭘﺮﺗﮕﺎﻩ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺍﻡ
ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺩﺳﺘﻢ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﮔﯿﺮﯼ
ﻓﻘﻂ ﻣﺤﺾ ﺭﺿﺎﯼ ﺧﺪﺍ ﭘﺮﺗﻢ ﻧﮑﻦ!

.

.

.

پیری میگفت:
اگه میخوای جوان بمونی
دردهای دلتو فقط به کسی بگو که دوسش داری و دوستت داره
خندیدم و گفتم :پس چراتو جوان نموندی؟
پیر لبخندتلخی زد وگفت:
دوستش داشتم.
دوستم نداشت...

.

.

.

مشترکم بودی که در دسترس نبودی!
خاموشت کردم تا ابد...



ارسال شده درتاريخ: 18 / 11 / 1392 | نويسنده: VAH!D | نظرات ()
برچسب ها : ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

نظرات این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

پربازدیدترین مطالب:
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود