close
چت روم
سری جدید فک و فامیل داریم
free-plan
جمعه 30 شهریور 1397 | کاربران آنلاين : 2

سری جدید فک و فامیل داریم

آخرین مطالب:
بخش: سرگرمی - طنز و جوک - اس ام اس (sms) -
سری جدید فک و فامیل داریم

دیروز بابام اومد اتاقم در زد گفت : اجازه هست بیام تو ؟
منم گفتم نه الان وقت ندارم …
آره دیگه خونه ما اینجوریاس ؛ فقط قراره آخر هفته بزرگای فامیل بیان خونمون جمع بشن بابامو قانع کنن که از ارث محرومم نکنه !

.

.

مامانم تازه یاد گرفته اس ام اس بده ، واسم نوشته : آیا برای ناهار می آیی ؟
جواب دادم : آری می آیم !
نوشته : از خودت مراقبت کن !
جواب دادم : مادر تو را بسیار دوست دارم !
نوشته : فرزند صالح گلی است از گلهای بهشت !
خدایا این شادی هارو از ما نگیر …
.
.
برادرزادم ۴سالشه زنگ زده میگه عمه اون اسباب بازیه که گفتم حتما برام بخریااااا ؛ اگه یادت رفت زنگ بزن بهم تا یادت بندازم !
فرستنده : مترسک
.
.
چنوخت پیش تو خونه سره یه چیزی یه هفته مریض بودم و حالم خیلی بد بود اصن یه وضی !
بابام با حالت بغض گفت پسرم نکنه سرطان داری ؟
مامانم از اونور داد زد نه بابا ما از این شانسا نداریم !!!
.
.
امروز داداشم واسه پسرش یه آیپد گرفت ، پسرش کارتون آیپدو باز کرد و شروع کرد به ترکوندن مشمباش !
به داداشم گفتم واسه کی داری تلاش میکنی ؟؟؟!
.
.
به مامانم میگم دخدره خیلی دوستم داره
میگه محلش نزار
میگم نمیشه ، اس میده
میگه فکر کن دهکده آبی پارسه ، راحت !
بهترین مشاوره زندگیم بود ، کاملا قانع شدم …
.
.
به مامانم میگم میرم خودمو آتیش میزنم راحت شید !!!
میگه نکن ، می بینی دلمون سوخت خاموشت کردیم نیمه سوخته شدی ! برو دار بزن که واقعنی بمیری …
الغرض اینکه کیا خانواده واقعی منو میشناسن ؟؟؟
.
.
گفتم بذار یه ذره خودمو واسه مامانم لوس کنم ، گفتم : ماماااان ! گفت : بله ؟
گفتم : وقتی من به دنیا اومدم تو و بابا چه حسی داشتین ؟؟؟!
گفت : هیچی والا ، یه بدبختی به بدبختیامون اضافه شد !
مهر و محبت مادری تو خونه ی ما موج میزنه ، تورو خدا تعارف نکنیناااا ، هروقت کم آوردین بیاین قرض بگیرین !
.
.
دیروز خالم اومده بود خونمون بعد من با داداشم داشتیم با هم پفک میخوردیم ، بعد خالم گفت چقد خوبه صمیمی هستین دقیقا مثل یک جسم در دو بدن !
فکر کنم یک روح در دو جسمو میگفت ؟!
خلاصه الان دندون نمونده توی دهنم از بس در و دیوارو گاز زدم !
.
.
پسر خاله م در حالِ ترکِ سیگاره ، خودشو میکشه از صبح تا شب سیگار نمیکشه
شب به خاطرِ اراده خفنش به خودش دو نخ سیگار جایزه میده !!!
.
.
شوهرخالم توی چشم پزشکی به دختر خاله م تقلب رسونده ، دکتره بیرونش کرده !
.
.
برادرزاده م ۵سالشه ، زنگ زده بهم میگه : عمو جون ؟! گفتم : جون عمو ! گفت : کی میخوای بیای خونه ما ؟! گفتم : همین روزا میام عزیزم ، چطور ؟! گفت : اَه ! گفتم : چیه عزیزم ؟ چرا ناراحتی ؟! دوست نداری بیام ؟ گفت : اگه اومدی یه قولی بهم میدی ؟ گفتم : بگو عزیزم حتما !!! گفت : قولِ قول ؟ گفتم : آره فدات بشم قول میدم …
گفت : قول میدی اومدی خونه مون خرگوشی که تازه خریدم رو نخوری ؟؟؟

.

.

.

ﺑﺎﺑﺎﻡ ﯾﻪ ﺳﺎﻋﺘﻪ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻪ ﻣﻦ ، ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻢ ﭼﯿﻪ ؟ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ ﻧﯿﮕﺎﻡ ﻣﯿﮑﻨﯽ ؟ ﻣﯿﮕﻪ : ﺣﻀﺮﺕِ ﻋﺒﺎﺳﯽ ﻗﯿﺎفه ﺧﻮﺩﺗﻪ ﯾﺎ ﺩﺍﺭﯼ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﺑﺎﺯﯼ ﺩﺭﻣﯿﺎﺭﯼ ؟
همین فردا میرم چادر میزنم توی بهزیست !
.
.
پسرخاله ام ۱۱سالشه دیشب پرسید چطوری میتونم یه گجت طراحی کنم ؟؟؟
من تو سن این بودم بزرگترین سوالم این بود بروسلی قویتره یا جکی چان !
.
.
چند روز پیش واسم خواستگار اومده بود مامانم خیلی زود ردش کرد رفت ؛ بهش گفتم : واسه چی اینجوری ردش کردی ؟ گفت : کسی که تورو میخواد حتما مورد داره !!!
واقعا اینم خونوادس که ما داریم ؟!
.
.
ﺗﻮ ﯾﻪ ﺟﻤﻌﯽ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺩﻭﺗﺎ ﺧﺎﻧﻮﻣﻪ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺑﻮﺩﻥ ، ﯾﮑﯿﺸﻮﻥ ﮔﻔﺖ : ﻣﯿﮕﻦ ﺍﮔﻪ ﺯﻧﻪ ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺍﻧﺎﺭ ﺑﺨﻮﺭﻩ ﺑﭽﺶ ﺧﻮﺷﮕﻞ میشه !
ﻣﺎﻣﺎﻧ ﻣﻨﻢ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩ ﺳﻤﺘﻪ منو ﻧﻪ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻧﻪ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﮔﻔﺖ : ﮐﻮ ؟؟؟ ﺍﯾﻨﺎﻫﺎ ، ﻣﻦ ﺳﺮ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﭼﯽ ﺷﺪ ؟؟؟
.
.
پشت در اتاق بودم دیدم صدا آخ و اوخ داداش کوچیکم میاد ، درو باز کردم دیدم مامانم داره داداشمو با کابل HDMI میزنه !
به مامانم میگم چرا با کابل HDMI میزنی ؟ میگه میخوام کیفیت کتک بالا بره !
پیشرفت تکنولوژی داره موج میزنه تو منزل ما …
.
.
یکی دو روزه مامانم رفته مسافرت ، امروز هوس خوراکی کردم هرجارو گشتم هیچی پیدا نکردم ! فقط توی کابینتا یه سری قوطی بود که با ماژیک روش نوشته بود :
نخورید ؛ مایع ظرفشویی
نخورید ؛ سمِ گلدون
نخورید ؛ جرمگیر توالت
زنگ زدم به مامانم گفتم دایی و زن دایی اومدن چیکار کنم ؟
گفت در کابینتو باز کن اونیکه علامت مرگ داره توش آجیله ، اونیکه نوشته مرگ موش توش گزه ، اونیکه نوشته صابون توش شکلاته !
.
.
بچه خواهرم ۶سالشه ، داشت برنامه کودک میدید من کانالو عوض کردم
برگشته بهم میگه آخه قیافه هم نداری که یه چیزی بهت بگم !

.
.
بابام سرفه میکرد ، گودزیلای ۵سالمون (بچه داداشم) برگشته میگه : آب نمک بریز تو گلوت قار قار کن !
.
.
مکالمه مامانم و بابام :
مامانم : چای میخوری برات بریزم ؟
بابام : آره خانوم ، دستت درد نکنه !
مامانم : دخترم پاشو واسه من و بابات یه چای بریز بیار !
.
.
یه بارم همه فامیل خونه بابابزرگم اینا جمع بودیم ، هرکی سرش به یه کاری گرم بود ، همه خونه رو سکوت فرا گرفته بود که یهو بابابزرگم این سکوتو شکوند و یدونه زاااااارت بوقید ؛ یهو خالم برا اینکه بابابزرگم خجالت نکشه به من گفت إإإ حمید زشته این چه کاری بود کردی ؟؟؟
من
۲دقیقه بعد بچه خالم ۶سالشه نذاشت آبا از آسیا بیفته و فضای حادثه قبلی بخوابه که پشت بندش یدونه زاااارت بوقید ؛ بعد خالم اومده دره گوش من میگه حمید بگو اینم من بودم ، واسه روحیه عرفان خوب نیس !
من
پدربزرگم
هوای اتاق
روحیه عرفان
روحیه من
بوق
.
.
آقا مانیتورمون خراب شده بود برداشتم ببرم بدم درستش کنن ، مامانم گفت بالا سر یارو وایسا عکس عروسی اینا توشه !
.
.
ﺩﺧﺘﺮ ﺧﺎﻟﻪ ﻡ ﺑﻪ ﭘﺴﺮﺵ ﮐﻪ ۳ﺳﺎﻟﺸﻪ ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﺮﯼ ﺩﺳﺸﻮﯾﯽ ﺷﻠﻮﺍﺭﺗﻮ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺩﺭﻧﯿﺎﺭ ﺯﺷﺘﻪ ، ﻫﻤﻮﻥ ﺗﻮ ﺩﺭبیار !
ﺑﭽﺶ ﺭﻓﺖ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺷﻠﻮﺍﺭﺷﻮ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺭﻭ ﻣﺒﻞ ﺭﻓﺖ ﺗﻮ …
.
.
ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺎﻣﺖ ﺁﻣﺎﺩﻩ س ، ﻓﻘﻂ ﺩﻭﺗﺎ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺑﺮﻧﺞ ﺑﺮﯾﺰ ﺗﻮ ﭘﻠﻮﭘﺰ ۴۰min ﺑﻌﺪﻡ ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻥ ﻭﺍﺳﺖ ﺩﻭ ﺳﯿﺦ ﮐﺒﺎﺏ ﺑﯿﺎﺭﻥ !
.
.
مامانم یه ظرف انگور گذاشت روی میزم ، منم هی می‌خوردم ، بعد از ده دقیقه اومد بردش !
پرسیدم : چرا میبری ؟ گفت : یادم رفته بشورمش !
امنیت جانی ندارم من تو این خونه !!!
.
.
مامانم میخواست زنگ بزنه به خالم ، شماره رو اشتباه گرفت یارو گوشیو از اونور برداشت گفت : بله ؟
مامانم هول کرد گفت : ببخشید مثل این که معذرت میخوام !



ارسال شده درتاريخ: 16 / 11 / 1392 | نويسنده: VAH!D | نظرات ()
برچسب ها : ، ، ، ، ، ،

نظرات این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

پربازدیدترین مطالب:
مروری بر مطالب گذشته:
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود