free-plan
دوشنبه 07 مهر 1399 | کاربران آنلاين : 7

جملات فوق العاده عاشقانه جدید

آخرین مطالب:
بخش: مطالب عاشقانه - اس ام اس (sms) -
جملات فوق العاده عاشقانه جدید

دنیا ارزانی آدمهایش !
فقط من باشم و تو ، دو فنجان چای به ضمیمه لبخندت …

.

.

.

گاهی اوقات کلمات عاجزند از بیان بعضی احساسات.
من تو رو بیشتر از هر جمله و کلمه و حرفی " دوست دارم "
و عاشقانه هایم از مرز گفتن عبور کرده اند و فقط برای به زبان آوردنشان چشمانم را میبندم. همین

.

.

.

به یاد داشته باش که انسانها در کنار هم عاشقند و دور از هم عاشق تر...!
هر جا که باشی!
هر کجا که باشم
"دوستت دارم"

.

.

.

چه شطرنجی زدم با تو حالا هر جا برم کیشه
چه شانسی داره اون شاهی که چشمش مات تو میشه

.

.

.

به دوست داشتَنت مشغولم همانند سربازی که سالهاست در مقری متروکه بی خبر از اتمام جنگ نگهبانی می دهد !

.

.

.

آنقدر پر احساس هستم که نسبت به تو آنچنان علاقه ای دارم که میتوان برای یک حس ساده آماده ی پرواز شوم...
و تو این را نمیدانی!

.

.

.

آفتاب را دوست دارم به خاطر پیراهنت روی طناب رخت
باران را گر می بارد بر چتر آبی تو
و خدا پرست شدم چون تو نماز خواندی !

.

.

.

کفش های پاشنه دار
به کارم نمی آید
شیرینی بوسه هایمان
به خم شدن سرت است

.

.

.

می شود در همین لحظه از راه برسی و جوری مرا در آغوش بگیری که حتی عقربه ها هم جرات نکنند از این لحظه عبور کنند ؟ و من به اندازه ی تمام روزهای کم بودنت تو را ببویم و در این زمان متوقف ، سالها در آغوشت زندگی کنم  بی ترس فرداها ؟؟؟

.

.

.

دست های من هی آب می روند و تو هر شب ماه تر می شوی !

.

.

.

گاهی از خیال من گذر می کنی...
بعد اشک می شوی...
رد پاهایت خط می شود روی گونه ی من...

.

.

.

دوست داشتنت بوی باران می دهد
همان قدر بی مقدمه ، همان قدر بی دغدغه
فقط یادت باشد مثل باران مرا بی واسطه دوست داشته باشی !

.

.

.

لمس دستان تو
وسوسه شیطان نبود
به قداست چادرت قسم
حس قنوت نماز هایم بود

.

.

.

چقدر نوازش دست های مهربان تو خوب است و من چه زود دلم برای همه ی چیزهای خوب تنگ می شود !

.

.

.

عطر  تنت روی  پیراهنم مانده..
امروز بوییدمش عمیق  عمیق !
و با هر نفس بغضم را سنگین تر کردم!
و به یاد آوردم که دیگر، تنت سهم  دیگری ست...
و غمت سهم  من!

.

.

.

به هرکس می گویم “تـــــو” به خودش میگیرد اما نمی دانند که هیچکس برای من “تـــــو” نمی شود !

.

.

.

تمام این چندسال واندی عمرم به کنار.....
من فقط,
به اندازه ای همان صدم های ثانیه ای که,
درهوای عطرآغوشت نفس کشیدم
زندگی کردم!

.

.

.

بگذار لبهایت برای بوسیدن باشد ؛ چشمهایت به اندازه ی کافی حرف برای گفتن دارد !

.

.

.

من فقط سازِ تو ام، تنها تو نوازشم کن... تنها تو، مرا بنواز

.

.

.

حسادت یا خساست ؟؟؟
اسمش را هرچه میخواهی بگذار ، 
من میخواهم تو فقط عزیز دل من باشی !

.

.

.

دوست داشتنت گناه باشد اتش جهنم را ترجیح میدم به روز های سردنبودنت...

.

.

.

خسته ام
بیا برای من کتاب بخوان
برای من چایی بخور و کمی برای من بخواب
من هم برای تو میمیرم !

.

.

.

از با تو بودن دل برایم عادتی ساخت
که هیچگاه بی تو بودن را باور ندارم.

.

.

.

گاهی دلم...
تفریح ناسالم می خواهد...
مثل...
فکر کردن به " تو ".....!

.

.

.

برای خانه ام چند متر آسمان میخرم و یک دوجین ستاره
نمیخواهم اینجا غریبی کنی ماه من !

.

.

.

محبت چشمه ایست از جنس نور
هم ارادت هم سلام از راه دور.....

.

.

.

من را شمعدانی ای بدان در گلدانی کوچک که بیشتر از آب و آفتاب به تـــــــو نیاز دارد !

.

.

.

گیرم که باران هم آمد ...
همه چیز را هم شست ...
هوا هم عالی شد ...
فایده اش برای من چیست؟
هوای دل من بی تو پس است !

.

.

.

ﻫﻮﺍﻳﻢ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ
ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ باد ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻡ ﺑﺮﺍﻱ ﺗــﻮ !

.

.

.

تمام پل های پشت سرم را خراب کردم و تمام راه هایی که مرا به گذشته ی بی تو می برد
نه قصد برگشت دارم نه می توانم به جایی بازگردم که آنجا نبوده ای !

.

.

.

یه وقتایی لازم نیست حرفی زده شه بین دو نفر...
همین که دستت رو آروم بگیره ...
یه فشار کوچیک بده ...
این یعنی من هستم تا آخرش ...
همین کافیه ....!

.

.

.

ﺣﺎﻝ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺩﻣﻮﮐﺮﺍﺳﯽ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻦ
ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﻓﻘﻂ ﻣﺎﻝ ﻣــــــﻦ ﺑﺎﺷﺪ !

.

.

.

دلم برای دعواهایی که از دلواپسی دیر رسیدن من بود
برای دیر رسیدن های از سر عمد
برای بهونه های الکی.
غرغرهایی که تو با حوصله به آن گوش میدادی و میخندیدی لک زده [! ]
راستش را بخواهی دل♥م برای تو لک زده.

.

.

.

مثل عکاسی ماهر نگاهت میکنم ، از نزدیک ترین زاویه ممکن و سرت را دقیقا رو به رویم نگه می دارم
خورشید را روی صورتت پخش می کنم و در ذهنم از امروز تو عکس می گیرم برای روزهایی که نیستی !

.

.

.

پلک هایم را به امید دیدن تو می بندم
"در ماورای خیال... "
جایی که هیچ کس، هیچ کس نتواند تو را از من بگیرد...!!!

.

.

.

به اندازه ی …
بی خیال ! تو فکر کن دوستت ندارم ؛ من از پس اندازه گرفتنش بر نمی آیم !

.

.

.

ﺭﻭﺯﺍﯼ ﺑﺎﺭﻭﻧﯽ ﺭﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ،
ﭼﻮﻥ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻧﻤﯿﺸﻪ، ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﻫﺴﺘﯽ ﯾﺎ ﺁﻭﺍﺭﻩ ی خیابونایی، بخاره ﺗﻮﯼ ﻫﻮﺍ، ﻣﺎﻟﻪ ﺩﻫﻨﺘﻪ ﯾﺎ ﺩﻭﺩ سیگارﻩ، ﺭﻭﯼ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﺕ ﺍﺷﮑﻪ ﯾﺎ ﺩﻭﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﺭﻭﻥ..

.

.

.

در صفر مطلق ذوب میشوم وقتی به کفش هایت کنار کفش هایش فکر میکنم !

.

.

.

بلندترین فریاد زندگیم را وقتی شنیدم که او با چشم های پر از اشکش فقط سکوت کرد.

.

.

.

پای فکر تو که وسط باشد ، خیابان به کنار ، اتاق هم قدم زدن دارد !



ارسال شده درتاريخ: 14 / 11 / 1392 | نويسنده: VAH!D | نظرات ()
برچسب ها : ، ، ، ، ، ، ، ،

نظرات این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

پربازدیدترین مطالب:
مروری بر مطالب گذشته:
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود