free-plan
چهارشنبه 17 آذر 1400 | کاربران آنلاين : 2

داستان کوتاه سیاسی "اعتراض"

آخرین مطالب:
بخش: داستانهای کوتاه -

داخل تاکسی نشسته‌ام. کنار من زن و مرد جوانی نشسته‌اند. همراه با نوزادی چند ماهه که در آغوش مادر به خواب رفته است.

 

پشت چراغ قرمز راننده به نشانه‌ی فحش خواهرو مادر برای راننده‌ی جلویی بوق گوش‌خراشی می‌زند. نوزاد چند ماهه‌ی زن و مرد جوان از خواب می‌پرد و می‌زند زیر گریه. راننده درحالی‌که در آینه زن جوان را نگاه می‌کند با لبخندی بر لب می‌گوید: خانوم! زود ساکتش کن تا به جرم اعتراض به نظام دستگیرش نکردن! 

 

لبخند تلخی روی لب همه نقش می‌بندد.



ارسال شده درتاريخ: 08 / 08 / 1391 | نويسنده: admin | نظرات ()
برچسب ها : ، ، ، ، ، ، ، ،

نظرات این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]

پربازدیدترین مطالب:
مروری بر مطالب گذشته:
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود