close
نازچت
جوک های جدید (18 اردیبهشت 92) سری2
free-plan
شنبه 01 مهر 1396 | کاربران آنلاين : 4

جوک های جدید (18 اردیبهشت 92) سری2

آخرین مطالب:
بخش: طنز و جوک - پست های فیسبوکی -

مردم ایران دو دستَن:
یه دسته فکر می کنن عکاسن و دسته دوم فکر می کنن مانکن ؛
مصیبت وقتیه که این دو دسته به هم میرسن
::
::
مهندسین آی تی سعی کنن ببــینن نمیتونن یه کاری کنن،
امسال عید دیدنی به صورت آنلاین برگزار بشه ؟!
ما دیگه از اینجا پا نشیم !! :)
::
::
من تعجب میکنم،چرا قضیه ای که با دعوا حل میشه
اینقدر در موردش حرف میزنن ؟ :lol:


::
::
مـا بـا خوردن یه رانی ۱۰ کالری بدست میاریم
و برای خوردن دو تیکه ی آخر درون قوطی ۱۲ کالری مصرف میکنیم !
::
::
دیشب خیر سرمون هوس تن ماهی کردم !
رفتم خریدم ۶۵٠٠ تومن فکر کنم توش پری دریایی باشه با این قیمت :|
::
::
ﻭﻟﯽ ﺧﺪﺍﯾﯿﺶ ﺍﺳﺘﺮﺳﯽ ﮐﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﺩﺍﺩﻥ ﺍﺳﮑﻨﺎﺱ ﭘﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﺗﺎﮐﺴﯽ یا اتوبوس ﻫﺴﺖ،
ﺩﺭ هیچ عملیات مافوق سری نیست !
::
::
الان یکی زنگ زده میگه :
چطوری پسره خوشتیپِ خوش اندامِ تو دل بروِ با نمکِ خواستنى ؟
نشونی هارو درست داد ، ولی شماره رو اشتباه گرفته بود … :|
::
::
درسته خوش تیپ و خوشگل نیستم ولی در عوض پولدار و خوش هیکل هم نیستم !
::
::
ﯾﮑﯽ ﺑﯿﺎﺩ ﭘﻮﺷﮏ ﮐﻮﺩﮎ ﺩﺭﻭﻧﻤﻮ ﻋﻮﺽ ﮐﻨﻪ …
ﻣﻦ ﺑﻠﺪ ﻧﯿﺴﺘﻢ ؛ ﮔﻨﺪ ﺯﺩﻩ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩم ! :|
::
::
از قلبم پرسیدم چرا شب ها خوابم نمیره
قلبم جواب داد:
چون بعد از ظهر خوابیدی به من هیچ ربطی نداره !
::
::
یارو آخر عمری بچه هاشو جمع کرد براشون وصیت کنه،
گفت فرزندانم با هم متحد باشین چون یک دست صدا نداره ؛
بعد بچه هاش همه بشکن زدن یارو ضایع شد آخر عمری :lol:
::
::
اگه پولدار بودم دیگه هیچ وقت نمیگفتم اگه پولدار بودم !
::
::
یه چیز خَعلی باحال :
از سنتون دو تا کم کنید ،
حالا اگه عدد به دست اومده رو با دو جمع کنید به سنتون می رسین !
::
::
یه چیزی شدید اذیتم میکنه :
از دیشب دارم به این فکر میکنم اینایی که با پنبه سر میبرن،
دقیقا با چاقو و سلاحهای سرد چیکار میکنن ؟ :D
::
::
غصه هیچوقت سراغ من نمیاد ، هیچوقت ؛
در واقع هیچوقت نرفته که بخواد بیاد ، الانم اینجاست … سلام کن به عمو !
::
::
آغاز هر پایانی یعنی پایان هر آغاز،
که انتهایش ابتدای شروع اول است در مسیر شروع آغاز بی پایان :|
::
::
لعنت ﺑﺮ ﻫﺮ چی ﻓﺎﺻﻠﻪ اس ﺗﻮ ﺩﻧﻴﺎ . . .
ﭼﺮﺍ ﺍﺗﺎﻕ ﻣﻦ ﺑﺎﺱ ﺍﺯ ﻳﺨﭽﺎﻝ ﺍﻳﻨﻘﺪ ﺩﻭﺭ ﺑﺎﺷﻪ ﺁﺧﻪ ؟!
آخه چرا :D
::
::
دقت کردین !؟
گل کلم در ترشی حکم پسته در اجیل رو داره !
::
::
پشه محترم! اصلا مهم نیست که تو این سرما هنوز زنده مانده ای!
مهم اینه که صفحه موبایل من سولاریوم نیست که شبا بیای جلوش خودت رو برنزه کنی!
::
::
یکی از دشواریها زمان بچگیم این بوده که نمیدونستم
خوشگل درسته یا خوشکل :)
::
::
داشتم از خونه میرفتم بیرون مامانم پرسید کجا ؟؟!
گفتم بیرون !
برگشته میگه: خوب جای دیگه نریا !
::
::
پسره میره خواستگاری میپرسن ماشینت چیه؟ میگه پراید !
بعد گندش در میاد طرف پرادو داشته ! :D
::
::
یادتون باشه از اومدن یکی تو زندگیتون ذوق مرگ نشین…
تا وقتی که تنهاتون گذاشت و رفت…دق مرگ نشین…!
::
::
محاله ایرانی باشی و این جمله رو نشنیده باشی :
“حوله کجاست ؟”
::
::
وقتی بارون میاد همه یاد عاشقی میفتن و رمانتیک میشن
نمیدونم چرا من فقط یاد آهنگ بارو بارو بارونه هی میفتم ! :)
::
::
پروردگارا!
گناهانِ ما را به ریال و کارهای نیکمان را به دلار محاسبه بفرما !
::
::
آقا میدونید چرا پراید گرون شده؟ نمی دونید که !
چون راحت میره تو پارکینگ راحتم از پارکینگ در میاد
امکانات از این بیشتر میخواین ؟
::
::
پشتِ سرِ هر انسانِ موفق یه عالمه حرف هست،
مثلِ : مرتیکه دزد !
::
::
مامانم اگه حوصلش سر بره یه پرتقال میگیره پوست میکنه
و با چاقو هر تیکه از پوستشو به هزار تیکۀ کوچکتر تبدیل میکنه
تا اینکه ما بریم  نجاتش بدیم :lol:
::
::
نمیدونم چه صیغه ای پیاز خام تلخه
ولی همون پیازو وقتی سرخ میکنی میشه باقلوا !
::
::
فکر کنم این آهنگ “لست کریسمس” جرج مایکل،
همون “پارسال بهار دسته جمعی رفته بودیم زیارت” خودمون باشه :)
::
::
هیچ لذتی بالاتر از این نیست که دوتا تیکه از سرعت گیر کنده شده باشه
و آدم بتونه دو تا چرخش ماشینشو از اونجا رد کنه
::
::
خدا نگذره از کسانی که:
شیر حموم رو روی وضعیت دوش می‌بندن و از حموم خارج می‌شن!
::
::
ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﯾﻌﻨﯽ !
ﯾﻪ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﺎﻟﺸﺘﺖ ﺩﺭﺑﯿﺎﺭﯼ،
ﻭﻟﯽ ﻫﯿﺸﮑﯽ ﻧﺒﺎﺷﻪ ﺑﮑﻨﯽ ﺗﻮ ﺩﻣﺎﻏﺶ :(
::
::
معضل اکثر جوانان ایرانی :
جوانی هستم بیست و پنج ساله که گوشی موبایلم به راحتی از جیبم درنمیاد ، چه کنم ؟
::
::
هنگام بغض یک زن بهش نزدیکتر بشید و موقع بغض یک مرد ازش فاصله بگیرید،
قبل خواب هم غذا نخورید سنگین میشید :D
::
::
هر وقت تونستی با تقلب نمره خوب بگیری به خودتت افتخار کن !
و گرنه با خرخونی هر کسی می تونه ٢٠ بشه !
::
::
تو مترو بشینی و تو اس ام اس بنویسی ((زیپِ طرف بازه))
حداقل ده نفر به زیپاشون نگاه میکنن !
::
::
مامانم زنگ زده مغازه میگه داداشت اونجاس هنوز؟
میگم نه چن دقیقه پیش رفت
میگه یعنی کلا رفت؟!
گفتم نه هنوز نصفش اینجاست ! :lol:
::
::
الان از مهم ترین دغدغه هام اینه حالا که،
سال تحویل ساعت ۲ ظهره نهارو کی باید بخوریم
::
::
اومدم یه آدم خیلی خوشتیپ رو بغل کنم
خوردم به آیینه ! شانس آوردم نشکست ! :D
::
::
نان لواش چیست؟!
به آلیاژی از پلاستیک و آرد می گویند که در دمای مخصوصی پخت می شوند !
::
::
از این طرح هزاران لبخند که هیچی به ما نرسید
حالا اگه یه طرح هزاران فحش بذاره
من یه نفری همه رو برنده میشم ! :|
::
::
تا حالا دقت کردین تو فیلمای ایرانی
تا یه چک به طرف میزنن فوری از دماغش خون میاد؟
::
::
+ کی اشکاتو پاک میکنه وقتی که غصه داری ؟
- به تو چه ؟؟؟ دخالت تا کجا آخه !
::
::
خوب نیست آدم دارایی هاشو به رخ بکشه
ولی داداشم اینا یه همسایه دارن که باجناقش یه پراید داره …
بعله یه همچین خونواده ی مایه داری هستیم ما ! :D
::
::
یه سری هم هستن هنوز رو ماشین ها میان می نویسن “لطفا مرا بشویید”
اینا آخرین بازمانده های نسل دایناسورها هستن …
::
::
پیانو میزنم آروم میشم، ینى اگه میزدم آروم میشدم
فى الواقع اگه داشتم و میزدم آروم میشدم
در حقیقت اگه داشتم و بلد بودم و  میزدم آروم میشدم !
::
::
ﺧﯿﻠﯽ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﻮﻩ ﮐﻨﺪﻩ ﺑﺎﺷﻢ ! ﻧﻪ !
ﯾﻪ ﺩﻩ ﺑﯿﺴﺖ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺍﯼ ﺩﺭﺱ ﺧﻮﻧﺪﻡ !
::
::
منطق ریاضى:
هر مساله اى که دیدى آسون داره حل میشه ؛
بدون راهِ حلت اشتباهه… :|
::
::
خیلی سعی کردم مث این فیلما دوتا بزنم تو گوش یکی،
بعد یهو به خودش بیاد زندگیش عوض شه !
منتها هر وقت اولیو زدم دعوا شد !
::
::
مامانم خطاب به مرغ مینامون:
سلام عزیزم، سلام پسرم صبحت بخیر! خوب لالا کردی؟
بزار برات دون بیارم عشقم بخوری چاق بشی
چله بشی… آی مامان قربونت بره.. ای جانم ای جانم!
مامانم خطاب به من:
هوی شتر نمیخوای اون تن لشت رو از جات بلند کنی؟
انقدر آدم لــــــــــــــَش!!
من :|
مرغ مینامون :D
بابام :lol:
::
::
یه موقعی توی مراسم عقد سکه هدیه میدادن
بعد شد نیم سکه، بعد ربع سکه !
بعد این سکه‌های یک گرمی و نیم گرمی «پارسیان» و این چیزا اومد …
عنقریب روزی فرا میرسه که به عروس و داماد فقط بتونیم بگیم “ آفرین ” !
::
::
از لقمان پرسیدن فندک دارى ؟ گفت از بى ادبان …
گفتند نه !!! پرسیدیم فندک داری ؟
لقمان ناراحت شد زد تو گوش یارو … اونم یه دونه زد تو گوش لقمان !
خلاصه دعوا بالا گرفت ؛ لقمان الان تو کلانتریه ! :lol:
::
::
یه روز هـم باید این سازنده ی جمله :
” گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی ” رو بیارن چار کیلو غوره بدن دستش
همه هــــم صبر کنن، ببینم چه جوری میخاد حلـوا درست کنه ؛
بعد همون دیگُ بکنی تو چشـاش با این جمله ساختن



ارسال شده درتاريخ: 18 / 02 / 1392 | نويسنده: admin | نظرات ()
برچسب ها : ، ، ، ، ، ، ، ، ، ، ،

نظرات این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

پربازدیدترین مطالب:
مروری بر مطالب گذشته:
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود