free-plan
دوشنبه 07 مهر 1399 | کاربران آنلاين : 4

داستان طنز: مسافر کش و عزرائیل

آخرین مطالب:
بخش: طنز و جوک -
داستان مسافر کش و حضرت عزرائیل
“مسافرکش” بدون مسافر داشته می رفته، کنار خیابون یه مسافر مرد با قیافه ی مذهبی می بینه کنار می زنه سوارش می کنه . مسافر روی صندلی جلو می نشینه . یه دقیقه بعد مسافر از راننده تاکسی می پرسه: آقا شما منو میشناسی ؟ راننده می گه: نه !!!
راننده واسه یه مسافر خانم که دست تکون می داده نگه می داره و خانمه عقب می نشینه. مسافر مرد دوباره از راننده می پرسه: منو می شناسی؟ راننده می گه: نه. شما؟ مسافر مرد می گه: من عزرائیلم. راننده می گه: برو بابا! اُسکول گیر آوردی؟ یهو خانمه از عقب به راننده می گه : ببخشید آقا شما دارین با کی حرف می زنین؟ راننده تا اینو می شنوه ترمز می زنه و از ترس فرار می کنه…
بعد زنه و مرده با هم ماشین رو می دزدند!


ارسال شده درتاريخ: 18 / 11 / 1391 | نويسنده: admin | نظرات ()
برچسب ها : ، ، ،

نظرات این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

پربازدیدترین مطالب:
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود